8 - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 2:13
چقدر دلم واسه عشقم تنگ شده. واسه اینکه دستامو بگیره و دوباره قدم بزنیم. واسه اینکه باباش بیاد و ماشینو برداره و بیاد دنبالم. من آرایش کنم. ادکلن بزنم و بریم بیرون. واسه وقتایی که پشت دستمو می بوسید... یادش بخیر. خدایا 9 ماهه همو ندیدیم. چرا؟ کاش مثل اروپاییا بودیم. کاش سرباز نبود. کاش بیکار نبود. کا...
9 - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 2:13
دیروز پسر الهام بدنیا اومد خدایا شکرت سالمه جفتشون سالمن ازت ممنونم خدای بزرگ. هرچند من نمی دونم خدا از اینکه میگم ممنونم و شکرش می کنم بدش میاد؟ آخه من خیلی بنده ی بدی ام. بگذریم. الهام 3 هفته زودتر زایمان کرد. خدا رو شکر که هر دو سالمن. حالا من موندم و کارام. و اینکه دیگه الهام نیست که قرار باهش ب...
10 - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 2:13
کمکم کن
11 - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 2:13
دلم گرفته. گریم میاد. نمی دونم چرا. دلم میخواد برای همیشه با عشقم باشم. دلم میخواد با هم زندگی کنیم. آخه چی میشد همه هم همینو میخواستن. چی میشد عشقم کار داشت؟ سربازیشو تموم کرده بود؟ چقر مونده؟ 9 ماهشو رفته. خیلیش مونده. سری پیش یه چیزی رو فمیدم. این که عشقم خارج رفتن از سرش افتاده. یعنی میشه؟ یعنی ...
12 - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 2:13
خیلی زشته اگه آدم پیش کسایی که باهاشون خیلی راحته کارای بی کلاس کنه. وگرنه آدم که پیش غریبه ها همیشه مودبه. مثلا وقتی نستی داری غذا میخوری با سر و صدا بخوری. اینطوری وقتی پیش غریبه ها میشی یهو یادت میره و همونجوری غذا میخوری و ... یا مثلا خمیازه کشیدنی با صدا خمیازه بکشی. خیییییییییییلی زشته. خیلی ب...
13 - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 2:13
امروز ولنتاین بود. روز عشق. نه من پیش عشقم بودم نه اون پیش من. مثل همیشه دور از هم. خدا رو شکر میکنم که هنوز توقلب همیم. دوری سخته ولی جدایی خیلی بدتره. اگه این ترجمه های لعنتی تموم شن یکم میتونم ذهنمو متمرکزتر کنم. تصمیم گرفتم برم استخر کلاس شنا. شاید یکم انرژی بگیرم. هدف سال بعد بهار کلاس اس پی اس...
14 - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 2:13
چقدر آبجی بزرگه خنگه. بزور براش یه ایمیل درست کردیم حالا رفته نمی تونه از جی میل دربیاد. احمق. ماهی 2 میلیونم حقوق میگیره. خدایا ببین نعمتو به کیا میدی
15 - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 2:13
دلم خوش بود عشقم سرش به سنگ خورده. میخواد بعد سربازی بره دنبال کار و بیاد منو بگیره. ولی الان میبینم باز تو فکر دکتراست. فکر خارج رفتن. کاش اونام پولدار نبودن. اینجوری هیچ وقت به خارج فکر نمی کرد. خراب بشه این خارجو. احمقه دیگه. برو عین آدم یه کار پیدا کن عروسی کن بعد بشین هرچقدر خواستی دکترا بخون. ...
16 - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 2:13
مامانو بردم دکتر. افسرده شده. مثل ننه خدابیامرز. چند نفرم که میبینه بدتر میکنه. دلم میخواد بگم نکن ولی نمیگگم. چون مامان خودش به ننه همینا رو میگفت. دلم نمیخواد کارایی رو کنم که مامان با ننه میکرد. خدا کنه داروها اثر بزارن.
17 - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 2:13
جمعه کنکوره. امسالم قبول نمیشم. افسرده ام. ولی امید دارم واسه سال بعد. امسالخانم خواهر باردار بود و حیلی سرمو شلوغ کرد. نیمه ی دوم سالو نتونستم خوب درس بخونم.
149 - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 12:56
دیروز واسه مامان پالتو خریدم. 80 تومن. خیلی ارزون بود منم سریع خریدم. مانتوشو برده بودم از رو اون اندازه گرفتم. اولش یکم گفت چرا پولاتو خرج میکنی و ... ولی خیلی ذوق کرد. مثل بچه ها چشماش پر شده بود. شب خوابیدنی گفت مهمونا نزاشتن خوب ببینمش بیار بپوشم ببینم. پوشید. خز یقشو درآورد. امرزوم میخواست بره ...
150 - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 12:56
سجاد خیلی تو زندگیش مشکل داره. 99 درصدشم بخاطر خانوادشن. خیلی پارسال ناراحت بود. خیلی زیاد. منم نمیتونستم کمکش کنم. حرفامو قبول نمیکرد. باخودم گفتم حدیث داره روانشناسی یمخونه. میتونه کمکش کنه. خلاصه با حدیث هماهنگ کردمو شماره حدیث رو دادم به سجاد. حدیث نمیدونه ما با هم دوستیم. از اون به بعد شد مشاور...
151 - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 12:56
هوا از اون هواهاییه که آدم دلش میخاد با عشقش باشه. از اون هوا دو نفره هایی که شومینه می طلبه. پ ن: از آدمایی که خیلی غذا میخورن بدم میاد. اصلا عصبی میشم. مثل امروز که آبجی اینا اومدن و سپیده شایسته اندازه ی فیل خوردن. اه اه. اینا رو میبینم دلم میخواد هیچوقت غذا نخورم.
152 - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 12:56
دلم میخواد یه تصمیم واقعی بگیرم. روزا دارن میرن و من تو این دو سال هیچ پیشرفتی نکردم. خسته ام از این شرایط. زندگیم یه برنامه ریزی درست و حسابی میخواد و یه ناهید که به این برنامه ریزی عمل کنه. خدایا کمکم کن. میخوام شروع کنم. میخوام دکترا شرکت کنم. الانم میخوام برم ثبت نام کنم. میخوام این دو ماه رو حس...
153 - تاریخ: 1395/10/3 ساعت: 12:55
دیشب برف اومد. عاشق برفم. دلم میخواد لباسای خوب بپوشم و برم بیرون قدم بزنم. کاش سجادم پیشم بودم. دیروز میخواستم بیام خونه الهام اینا. شوهرش شب کاره. صبح حدود 10 راه افتادم. به مامان اینا گفتم میرم موسسه. اومدنی میخواستم کلاه شالی که پند سال پیش از تهران خریده بودمو بزارم. مامان نزاشت. گفت زشته. مگه ...
116 - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 12:41
امروز خیلی پاییز بود. منم بی حوصله بودم . دلم میخاست برم بیرون قدم بزنم ولی نمیشد. یعنی چی بگم؟ بگم میخام برم بیرون قدم بزنم؟ نمیزارن که... فکر میکنن دارم میرم بیرون با پسری قرار دارم. کجا میری با کی میری ساعت چند میای. من 26 سالمه. هنوزم نمی تونم برم بیرون قدم بزنم. حوصله ندارم بحث کنم. بگم اینا رو...
117 - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 12:41
دیگه وبلاگ از مد افتاده همه تو تلگرام و اینستاگرامن. ولی وبلاگ خوبه خلوته. اینستامو از موبایلم پاک کردم. حوصلشو نداشتم. خیلی نتمو تموم میکرد. زرت و زرت باید 15 تومن میدادم نت میخریدم. اونم این ماه که باید تا آخرش با 50 تومن سر کنم زندگیمو. بی پولی خیلی بی رحمه. بیچاره سجاد. خدا کمکش کنه. من خدا رو ش...
118 - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 12:41
نمی دونم چیکار کنم؟ دلم میخاد واسه دکتری بخونم. ولی چطوری؟ باید خیلی ریز و دقیق کتاب ماندی رو بخونم. خسته ام. از وقتی دکتری که حنی از نزدیکم ندیده بودمش اون همه اشکال از کارم دراورد و اون همه تحقیرم کرد و من نتونستم از خودم دفاع کنم، از درس زده شدم. یه شب تا صبح گریه کردم. خیلی ناامید شدم. نمی دونم ...
119 - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 12:41
دارم تصمیم میگیرم دیگه درس نخونم. بمونم تو همین شهر لعنتی و موندگار بشم. دارم تصمیم میگیرم به رویاهام پشت پا بزنم. دارم تصمیم میگیرم فراموش کنمشون.
120 - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 12:41
بابا دیروز عمل کرد. طفلکی خیلی درد داشت. خدایا به پدر و مادرم مرگ راحت بده. نه تو تخت بیمارستان.

برچسب‌های مرتبط

112 eatery | 112 songs | 112 ocean avenue | 1120 instructions | 112 cupid | 1122 angel number | 111 meaning | 1111 meaning | 111 west 57th street | 111 broadway