مامانو بردم دکتر. افسرده شده. مثل ننه خدابیامرز. چند نفرم که میبینه بدتر میکنه. دلم میخواد بگم نکن ولی نمیگگم. چون مامان خودش به ننه همینا رو میگفت. دلم نمیخواد کارایی رو کنم که مامان با ننه میکرد. خدا کنه داروها اثر بزارن. روزمرگی های من...
ما را در سایت روزمرگی های من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 37
تاريخ: چهارشنبه
4 اسفند
1395 ساعت: 2:13