8

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

چقدر دلم واسه عشقم تنگ شده. واسه اینکه دستامو بگیره و دوباره قدم بزنیم. واسه اینکه باباش بیاد و ماشینو برداره و بیاد دنبالم. من آرایش کنم. ادکلن بزنم و بریم بیرون. واسه وقتایی که پشت دستمو می بوسید... یادش بخیر. خدایا 9 ماهه همو ندیدیم. چرا؟ کاش مثل اروپاییا بودیم. کاش سرباز نبود. کاش بیکار نبود. کاش میومد منو مثل یه مرد از بابام میخوست. کاش فقط یه بار دیگه بغلم میکرد.

چه فایده اونا پولدارن. پدر مادرش تحصیل کرده ان. من چی؟ ما نه مثل اونا پولداریم نه پدرمادرم سواد دارن. بزور فارسی حرف میزنن حتی. خدایا چرا ما رو جلو راه هم گذاشتی. چرا ما رو عاشق هم کردی؟

دلم براش میسوزه. پول نداره لباس گرم بخره. بابای عوضیش هم بهش پول نمیده. اونم نمی تونه ازش بخواد. فقط پوله سربازیشه. چطور یه پسر با صد تومن تو شهر تهران زندگی میکنه؟ بیچاره عشقم. از من بدشانس تره. ماه پیش بهش تومن پول دادم. البته گفتم یه کار الکی کرد و گفتم پولش شده این قدر. حالا این ماهم میخوام بهش یکم پول بدم. دلم براش میسوزه. دلم برای خودم میسوزه

روزمرگی های من...

ما را در سایت روزمرگی های من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: چهارشنبه 4 اسفند 1395 ساعت: 2:13

صفحه بندی